تبليغاتX
بگذار تا بجویمت
 
 
 


با کدام آبرویی روز شمارش باشیم......

یا زهرا...

داغت آتش زده بر جان و تنم یا زهرا
شعله ها سر کشد از پیرهنم یا زهرا

از غم مرگ تو داغی که مرا گشته نصیب
آتش افروخته در جان وتنم یا زهرا

بعد فقدان تو ای نوگل گلزار وجود
سیر از گردش باغ و چمنم یا زهرا

شامگان به سر قبر تو با حال پریش
همدم ناله و درد و محنم یا زهرا

نونهالان تو حیران و پریشان و خموش
بی تو خاموش شده انجمنم یا زهرا

یک طرف ناله زینب ز دلم برده قرار
یه طرف اشک حسین و حسنم یا زهرا

یاد آن پهلوی بشکسته و رخسار کبود
به نظرم آورم و دم نزنم یا زهرا

رفتی و بی تو شدم یکه و تنها و غریب
چکنم بی تو غریب وطنم یا زهرا

همدم ناله من چاه بیابان شده است
محرمی نیست که گویم سخنم یا زهرا

در غمت با دل بشکسته "براتی" گوید
داغت آتش زده بر جان وتنم یا زهرا

                                                              عباس براتی پور



[ موضوع ] : شعر انتظار
ن : شکسته دل
ت : چهارشنبه 6 اردیبهشت1391
ویژگی یاران حضرت
یاران امام، سنگ های زیرین انقلاب جهانی اند.
امامان همواره آرزومند همراهی آن حضرت بوده اند و یاوری آن چهره پنهان کرده  را به دوستان خویش، همه گاه یاد آوری می فرمودند.

و اما برای یاران و همراهان حضرت مهدی علیه السلام ویژگی هایی ذکر کرده اند که اهم آن ها عبارتند از:


1. خداجـــویی:

امام صادق علیه السلام درباره آنان می فرماید: " مردانی که گویا دلهای شان پاره های آهن است. غبار تردید در ذات مقدس خدای، خاطرشان را نمی آلاید...از ناخشنودی پرودگارشان هراس دارند. برای شهادت دعا می کنند و آرزو مند کشته شدن در راه خدایند."
2.  بـصــیرت و آگـاهی : یاران مهدی در بصیرت، درایت و خردمندی سرآمدند. درفتنه هایی که زیرکان در آن فرو می مانند هوشیارانه راه می جویند و حق را از باطل باز می شناسند.


3. عبـادت و بنـدگی : یاران مهدی شیران روز و نیایش گران شب اند. روح بندگی و راز و نیاز، با جانشان در هم آمیخته، همواره خود را در محضر خدا می بینند و از یاد او لحظه ای غفلت نمی ورزند.
4.  حافظان حدود الهی : اسلام، دین مرزهاست و همه چیز در آن قانون دارد.
واجبات و محرمات مرزهای دین خدایند. حرکت در مرز، حرکت در راه است و تجاوز از آن بیراهه و گمراهی.
امام علی علیه السلام می فرماید : " یاران با این شرایط با امام شان بیعت می کنند که دست پاک باشند و پاکدامن. زبان به دشنام نگشایند و خون کسی به ناحق نریزند. بر مرکب ممتاز سوار نشوند و لباس فاخر نپوشند...ساده زندگی کنند و در راه خدا به شایستگی جهاد کنند. امام نیز متعهد می شود به سان همراهان زندگی کند..."
5. شجاعت : یاران مهدی دلیر مردند و جنگاوران میدان های نبرد. دلهایشان پاره های آهن است و از انبوه دشمن هراسی به دل راه نمی دهند. یاران مهدی قدرت چهل مرد دارند.


6. فرمانبری : یاران مهدی عاشق مولای خودند و پاکبازان راه او و در انجام دستورهای وی بر یکدیگر پیشی می گیرند.
امام حسن عسکری علیه السلام در آخرین روزهای عمر به فرزند خود با یاد آن مردان با وفا دلداری داده است : " روزی را می بینم که پرچم های زردو سفید در کنار کعبه به اهتزاز در آمده، دست ها برای بیعت تو پی در پی صف کشیده اند...شمع وجودت را احاطه کرده اند و دست های شان برای بیعت با تو در کنار حجر الاسود به هم می خورد. قومی به آستانه ات گرد می آیند که خداوند آنان را از سرشتی پاک و ریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است...به فرمان های دینی فروتن اند...سیمای شان به نور فضل و کمال آراسته و ایین حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند. "
7. ایثـار و مـواسات : دلهایشان را به هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. گویا یک پدر و مادر آنان را پرورش داده است و دلهای آنان از محبت و خیر خواهی به یکدیگر آکنده است.


8. زهـد و سـاده زیستی :  زهد زینت کارگزاران مهدی است. زندگی شان از معیشت درویشان فراتر نمی رود. نمی توانند تن به آسایش و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام صلح جهان بر خویش نهند. چراکه ان که با عشرت طلبان همسو شود ودل در گرو آز و طمع می بندد نمی تواند مروج دین باشد و کارگزارای شایسته برای حکومت عدل و داد.


9. نـظم و انضـباط : یاران حضرت دارای نظم و تشکیلاتی مناست با حکومت جهانی اند و کارها را بر اساس اصولی محکم و روشن پیش می برند.




برگرفته از کتاب : "موعودنامه"...مجتبی تونه ای


[ موضوع ] : منتظران
ن : شکسته دل
ت : سه شنبه 29 فروردین1391
امسال هم

امسال هم گذشت و دلي شعله ور نشد
چشمي براي غربت آيينه تر نشد

باران به چشم مردم ما محترم نبود
گل در ميان کوچه ما معتبر نشد

امسال هم شبيه همان سال هاي پيش
يک شاخه شوق در دل من بارور نشد

مهتاب هر شب از سر اين قريه مي گذشت
از اين همه ستاره کسي با خبر نشد

پايان نداشت فاصله ما و آسمان
اين راه باز يک دو قدم بيشتر نشد

امسال نيز عاشقي انگار کفر بود
دردي درون سينه کس منتشر نشد

من ماندم و روايت تاريک اين غزل

خورشيد روي دفتر من جلوه گر نشد
  
                                                            حميد مبشر


[ موضوع ] : شعر انتظار
ن : شکسته دل
ت : چهارشنبه 24 اسفند1390
توبه عاشقي دل
من در انتظارم ، 

                 من در تب و تابم از فرط انتظار

من در انتظارم ، 

                من در التهابـــــم از فرط انتظار

چند روز ديگر تـــــــــــا آمدنت مانده ؟
ديگر طاقتي ...
ديگر فرصتي نيست ...
                          من به انتها رسيده ام از فرط انتظار

کاش دستانم را بگيري

کاش بر چشمانم بنشيني

چيزي تا غروب نمانده ،

عطر نيايش در همه جا پيچيده ،

فرشته ها از آسمان تا زمين صف کشيده اند ،

صداي بالهايشان در اضطرابم ميکند ،

چه کسي مي داند در گوشه دلم چه خبر است ؟!

من ،
        باز ،
               توبه شکسته ام

تـوبـــه عــــاشقـي دل را ،
                            باز هم ،
                                     شکسته ام

چگونه نشکنم ،

 حال آنکه امواج عاشقي ،

                           ديگر چيزي از ساحل صبر بر جاي نگذاشته ؟!

مي داني ...

هيچ مي داني وقتي تـو نگاهـم مـيکني چـه بـر سـر دل تنهـايـم مي آوري ؟!

مي داني وقتي مي عشقت را قطـره قطـره در وجودم جاري ميکني دلـم چـه مـيکشد ؟!

مستم مي کند ...
مجنون مـيشوم ...
خوب نگاهم کن ...
                     ليلايي که مجنون شده است ديدنيست .



[ موضوع ] : دل نوشته ها
ن : شکسته دل
ت : چهارشنبه 10 اسفند1390
مراتب انتظار فرج

براي حالت انتظار فرج و گشايش در امور سلسله مراتبي وجود دارد:

1) انتظار در جهت گشايش امور شخصياولين و ضعيف ترين مراتب انتظار، انتظار در جهت گشايش در امور شخصي خود و فتح و فرج غصه ها و ناگواريهاي فردي مي باشد.

2) انتظار جهت گشايش در امور مومنيندومين مرتبه انتظار براي رفع مشکلات از جامعه ايماني و آحاد مومنين و موحدين است، مشکلاتي که از جهت مادي و معنوي، ديني و دنيائي مومنين را محاصره نموده و آنان در نوعي سرگرداني و بي ساماني قرار داده است.
حضرت سجاد
(عليه السلام) مي فرمايند: زماني که قائم ما قيام کند خداوند آفت از شيعيان ما بزدايد و دلهاي آنان را چون پاره هاي (سخت و تزلزل ناپذير) کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود.

3) انتظار در جهت گشايش امور آحاد انسانيسومين مرتبه انتظار گشايش درامور جامعه جهاني و همه آحاد و ساکنين زمين است، چرا که ظهور امام عصر(عج) نويد بخش امنيت و عدالت جهاني است و از برکات و آثار آن همه اهل زمين برخوردار خواهند شد.
" خداوندا او را پناهگاه بندگان مظلومت قرار بده" /
دعاي عهد

4) انتظار جهت گشايش امور جامدات، گياهان و حيواناتبا امر فرج در زمين و زمان و عالم نباتات و حيوانات نيز تحولات مثبت ايجاد خواهد شد.
" خداوندا، به وسيله او سرزمين هايت را آباد کن و بندگان زا زندگاني حقيقي ببخش."

5) انتظار جهت گشايش امر انبياء و اولياءانتظار جهت گشايش غصه ها و دردهاي اولياء و انبياء در گذشته تاريخ و شادماني و فرج براي آنان است.
" کجاست آن کسي که انتقام خون پيامبران و فرزندان آنها را مي گيرد."/
دعاي عهد 
6) انتظار جهت گشايش در امور  آل محمد
( صلي الله وعليه وآله وسلم)با ظهور امام عصر عليه السلام دولت کريمه اهلبيت عليه السلام تشکيل خواد شد و بازگشت مجدد آنان به دنيا با رجعت شروع خواهد گشت، به عبارتي فرج امام عصر فرج آل محمد است و موجب شادماني رسول الله و اهلبيت او خواهد شد. آري تا ظهور امام زمان اتفاق نيفتد، همچنان اهل بيت در استضعاف و مظلوميت به سر مي برند.
" خداوندا! پيامبرت و پيروان او را به ديدارش شادمان کن و پس از او به بيچارگي ما رحم کن، خداوندا با حضورش اين گرفتاري را از اين امت بر طرف کن و..."/
دعاي عهد

7) انتظار جهت گشايش امور ملکوتيانمصائب اوليا الهي و به ويژه مصيبت حضرت سيد الشهدا آنان را غمزده و رنجور ساخته و آنان در انتظار گشايش امر هستند.

8) انتظار جهت گشايش در امور امام زمانقلب امام عصر در دوران غيبت نقطه مرکزي بزرگترين و عظيم ترين مصائب و دردهاست، به طوري که:ا- در دوران غيبت که حق ولايت و حکومت به دست شرورترين انسانها غصب شده، دين و احکام الهي مورد هجوم قرار گرفته و بهترين پيروان ايشان در سخت ترين شرايط زندگي مي نمايند. اگر از حضرت علي 21 سال غصب حکومت و ولايت سياسي شده و ايشان فرمودند " صبر کردم در حالي که در چشم خار و در گلويم استخواني بود" امام زمان بيش از 1100 سال است که در اين حالت به سر مي برد ، او داغدار مصائب همه انبياء و اولياء و از جمله داغدار مصائب مادرشان حضرت زهرا و جد برزگوارشان امام حسين هستند.2- حق ولايت و حکومت خود را غصب شده مي بيند.
3- تاراج ثروتها و حقوق شرعي مانند خمس و فدک و...را شاهد است.4- فتنه هاي و خونريزي ها و بي عدالتي هاي را مي بيند.5- گناهان و معاصي همه انسانها از جمله شيعيان او را آزار مي دهد.6- از تحريفات ديني، فرقه سازي ها و مکاتب انحرافي خبر دارد.
7- تعطيلي احکام الهي و حدود و قوانين شرعي را شاهد است.8- از حال دانشمندان و علماي منحرف و دنيا زده خبردار است.9- پيروان و شيعيان خود را بي سرپرست نظاره مي کند.10- پيشرفت کفر و نفاق و سرعت و پيروزي هاي ظاهري آنان را مي بيند.11- از عمق شرک و ريا کاري و جريانات ضد توحيدي خبر دارد.

آري بالاترين حالت انتظار و مقدس ترين و عميق ترين نوع انتظار در خود حضرت وجود دارد، چرا که از علم و اشراف کامل به احوال هستي برخوردار است و روحيه اصلاح گري و عزت طلبي در روح بلند او موج مي زند.



[ موضوع ] : منتظران
ن : شکسته دل
ت : شنبه 6 اسفند1390
تبسم آدينه

ميان شک و يقين پير مي شود بي تو
دلي که طعمه زنجير مي شود بي تو

نيامدي که ببيني در اين ديار غريب
غروب جمعه چه دلگير مي شود بي تو

هلا تبسم شيرين صبح آدينه
زمين شکسته و تحقير مي شود بي تو

هنوز خيره به راهت نشسته نرگس ما
خزان باغچه تکثير مي شود بي تو

بيا و دست بکش بر دلي که روز به روز
ميان شک و يقين پير مي شود بي تو



[ موضوع ] : شعر انتظار
ن : شکسته دل
ت : پنجشنبه 4 اسفند1390
دعای غریق

دعای غریق از ادعیه ای است که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی (عج) سفارش شده است.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند : " به زودی امر مشتبهی (غیبت طولانی) به شما می رسد، پس بدون نشانه ای که دیده شود و بدون امام هدایت کننده می مانید. از آن نجات نمی یابد، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. راوی می گوید: دعای غریق چگونه است؟ حضرت فرمودند: می گویی:

" یا الله یا رَحمن یا رحَیم، یا مُقَلِّبَ القُلوبِ ، ثَبِّت قَلبی عَلی دِینِکَ"



[ موضوع ] : دعا برای خورشید پنهان
ن : شکسته دل
ت : جمعه 28 بهمن1390
ظهور سفياني

ظهور «سفياني» يکي از نشانه هاي ظهور مصلح بزرگ جهاني، و يا به عنوان يکي از حوادث آخر زمان، آمده است. [1] .
گرچه از بعضي روايات بر مي آيد که «سفياني» شخص معيّني از آل ابوسفيان و فرزندان او است; ولي از پاره اي ديگر استفاده مي شود که سفياني منحصر به يک فرد نبوده بلکه اشاره به صفات و برنامه هاي مشخّصي است که در طول تاريخ افراد زيادي مظهر آن بوده اند.

از جمله در روايتي از امام علي بن الحسين(عليه السلام) نقل شده:
ظهور سفياني از مسائل حتمي و مسلّم است: و در برابر هر قيام کننده اي يک سفياني وجود دارد!» [2]

از اين حديث بخوبي روشن مي شود که سفياني جنبه «توصيفي» دارد نه «شخصي» و اوصاف او همان برنامه ها و ويژگيهاي او است و نيز استفاده مي شود که در برابر هر مرد انقلابي و مصلح راستين يک (يا چند) سفياني قد علم خواهد کرد.
در حديث ديگري از امام صادق
(عليه السلام) مي خوانيم:
ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانيم که در مورد برنامه هاي الهي با هم مخالفت داريم: ما گفته هاي پروردگار را تصديق کرده ايم و آنها تکذيب کردند. ابوسفيان با رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) مبارزه کرد; و معاويه با علي بن ابيطالب(عليه السلام); و يزيد با حسين بن علي(عليه السلام); و سفياني با امام قائم مبارزه خواهد کرد.» [3]

براي تحقّق بخشيدن به مفهوم انتظار راستين شناخت همه «طرفداران» و «مخالفان» طرح اصلاح جهاني نهايت لزوم را دارد.
 
ابوسفيان که سر سلسله سفياني ها بود مشخّصات زير را داشت:

1ـ سرمايه داري بود که از طريق غارتگري و غصب حقوق دگران و ربا خواري و مانند آن به نوايي رسيده بود.

2ـ قدرتمندي بود که از طرق شيطاني کسب نفوذ و قدرت نموده، نقش رهبري احزاب جاهلي را در مکّه و اطراف آن برعهده داشت;
پيش از ظهور اسلام براي خود رياست و حکومتي قابل ملاحظه داشت، امّا پس از ظهور اسلام همه ارکان قدرتش متزلزل گرديد، چرا که اسلام دشمن سرسخت همانها بود که قدرت شيطاني ابوسفيانها بر آن قرار داشت; و جاي تعجّب نيست که او دشمن شماره يک اسلام شد.

3ـ او مظهر نظام ظالمانه جامعه طبقاتي مکّه به شمار مي رفت و حمايت بي دريغش از بت و بت پرستي نيز به همين خاطر بود; زيرا بتها بهترين وسيله براي «نفاق افکندن و حکومت کردن» و «تحميق و تخدير توده هاي به زنجير کشده» و در نتيجه تحکيم پايه هاي قدرت ابوسفيانها بودند.
اسلام تمام پايه هايي را که شخصيّت جهنمي او بر آن قرار داشت ويران مي کرد; لذا از هيچگونه تلاش و کوشش براي خفه کردن انقلاب اسلام فرو گذار نکرد. 
او تمام اين صفات را ـ از طريق تربيت و توارث ـ به فرزندش معاويه و از او به نوه اش يزيد منتقل ساخت، و آن دو نيز برنامه هاي پدر را ـ منتها در شکل ديگر ـ تعقيب کردند هر چند سرانجام با ناکامي مواجه گشتند.

پس  در برابر هر قائم و مصلحي، ابوسفياني با مشخّصاتِ سرمايه دار غارتگر، قدرتمند و ظالم، ارتجاعي و مروّج خرافات، وجود داشته، و دارد که مي کوشد، تلاشهاي انقلابي قائم و مصلح را خنثي کند; در راه او سنگ بيندازد و حدّاقل تاريخ انقلابش را به عقب بکشاند.در برابر قيام مصلح بزرگ جهاني «مهدي» نيز «سفياني» يا سفيانيها قرار خواهند داشت که با قدرت جهنّمي شان سعي دارند در مسير انقلاب راستين مهدي وقفه ايجاد کنند;

هيچ مانعي ندارد که سفياني آخر زمان که در برابر مصلح بزرگ جهاني «مهدي» قيام مي کند از نواده هاي ابوسفيان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهي گردد، همانطور که در اخبار آمده است; ولي مهمتر از مسأله نسب اين است که برنامه هاي او و صفات و مشخّصات و تلاشها و کوششهايش همه مانند ابوسفيان است و روشي همسان او دارد.

از همه مهمتر آن است که بايد مردم «دجّالها» و «سفيانيها» را بشناسانند. اين سفيانيها گذشته از نشانه هايي که قبلا گفتيم نشانه ديگري نيز دارند که نمونه اش در تاريخ اسلام بروشني ديده مي شود، و آن اين که:
صلحا و شايستگان را از صحنه اجتماع کنار مي زنند و افراد ناصالح و مطرود را به جاي آنها قرار مي دهند.
«بيت المال» را ـ چنانکه در حکومت دودمان ابوسفيان آمده ـ ميان حواشي و طرفداران خود تقسيم مي کنند;
طرفدار انواع تبعيضها، تحميق ها و پراکندگيها هستند و با اين مشخّصات مي توان آنها را شناخت و شناساند.

-تفاوت "سفیانی و دجال"

تفاوتي که «سفياني» با «دجّال» دارد شايد بيشتر در اين است که دجّال از طريق حيله و تزوير و فريب، برنامه هاي شيطاني خود را پياده مي کند، امّا سفياني از طريق استفاده از قدرت تخريبي وسيع خود اين کار را انجام مي دهد; 
«دجّالها» صفوف ضدّ انقلابي مرموز را تشکيل مي دهند، و «سفيانيها» صفوف ضدّ انقلابي آشکارا، و هر دو، در واقع يک موضع دارند در دو چهره مختلف، و تا صفوف آنها در هم شکسته نشود تضميني براي «پيشرفت» و «بقاي» انقلاب نيست.


پاورقي
[1] به کتاب بحارالانوار، ج 53، صفحات 182 ـ 190 ـ 192 ـ 206 ـ 208 و 209 و کتابهاي ديگر مراجعه شود.
[2] بحار، ج 52، ص 182.
[3] بحارالانوار، ج 52، ص 190.

برگرفته از کتاب " حکومت جهانی مهدی"....ناصر مکارم شیرازی



[ موضوع ] : علایم ظهور
ن : شکسته دل
ت : یکشنبه 23 بهمن1390
ای عاشقان...

اي عاشقان، اي عاشقان، جان مي‌رسد، جان مي‌رسد
مهري درخشان مي‌دمد، ماهي فروزان مي‌رسد

آيد نواي کاروان، بر گوش جهان کان دل ستان
تا دل ستاند زين و آن، اينک شتابان مي‌رسد

رخسار ماهش را ببين، زلف سياهش را ببين
برق نگاهش را ببين، يوسف به کنعان مي‌رسد

ساقي ببخشا جام را، از باده پر کن کام را
گو باز اين پيغام را، پيمانه گردان مي‌رسد

...رونق فزاي باغ‌ها، لطف و صفاي راغ‌ها
بر قلب عاشق، داغ‌ها، زيب گلستان مي‌رسد

بر درگهش کن بندگي، خواهي اگر پايندگي
کان رهنماي زندگي، و آن مهد عرفان مي‌رسد

مهر سحر، ماه صفا، بحر گهر، گنج وفا
آيينه ايزدنما، خورشيد ايمان مي‌رسد

يار موافق مي‌رسد، دلدار صادق مي‌رسد
قرآن ناطق مي‌رسد، محبوب يزدان مي‌رسد

کاخ وفا، قائم از او، مهر و صفا دائم از او
غرق طرب «صائم» از او، جان مي‌رسد جان مي‌رسد

"میلاد پیامبر مهربانی و رحمت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) و رئیس مکتب تشیع امام صادق(علیه السلام)  بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد"

 



[ موضوع ] : شعر انتظار
ن : شکسته دل
ت : جمعه 21 بهمن1390
دجّال مرد پر تزوير و حيله گر

هنگامي که سخن از «دجّال» به ميان مي آيد، معمولا طبق يک سابقه ذهني عاميانه، فقط ذهنها متوجّه شخص معيّن يک چشمي مي شود که با جثّه افسانه اي و مرکب افسانه اي تر، با برنامه اي مخصوص به خود پيش از آن انقلاب بزرگ مهدي ظهور خواهد کرد.
ولي همانگونه که از ريشه لغت دجّال از يک سو
[1] و از منابع حديث از سوي ديگر استفاده مي شود، دجّال منحصر به يک فرد نيست بلکه عنواني است کلّي براي افراد پر تزوير و حيله گر; و پر مکر و فريب و حقّه باز که براي کشيدن توده هاي مردم به دنبال خود از هر وسيله اي استفاده مي کنند، و بر سر راه هر انقلاب سازنده اي که در ابعاد مختلف صورت مي گيرد ظاهر مي شوند.
در حديث معروفي مي خوانيم که پيامبر
(صلي الله عليه وآله وسلم)فرمود:
«هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال برحذر داشت، من نيز شما را بر حذر مي دارم!»
[2]
 
مسلّماً انبياي پيشين به مردم عصر خود نسبت به فتنه دجّالي که در آخر زمان آشکار مي شود و هزاران سال با آنها فاصله دارد هشدار نمي دادند.
بخصوص که در پايان حديث مي خوانيم:
«سپس پيامبر
(صلي الله عليه وآله وسلم) صفات او را براي ما بيان کرد و گفت شايد پاره اي از آنها که مرا ديده اند يا سخن مرا شنيده اند عصر او را درک کنند!»

به احتمال قوي حديث اشاره به طاغيان و فريبکاران خطرناکي همچون بني اميّه و افرادي همانند معاويه است که در لباس «خال المؤمنين» و عنوان «کاتب وحي» به مکر و فريب و تزوير و بيرون راندن مردم از صراط مستقيم به سوي آداب و سنن جاهلي، و زنده کردن نظام طبقاتي و حکومت استبدادي و خودکامه، و روي کار آوردن ناصالحان چاپلوس، و جنايتکاران بيباک، و کنار زدن صلحا و فضلا و مردان لايق، پرداختند.
 
و نيز در حديث ديگري مي خوانيم:
پيامبر
(صلي الله عليه وآله وسلم) در مورد دجّال فرمود:
«هيچ پيامبري نبود مگراين که قوم خود را از فتنه دجّال بر حذر داشت، ولي من جمله اي درباره او مي گويم که هيچ پيامبري به قوم خود نگفته، من مي گويم او يک چشمي است!»

تکيه روي زمان «نوح» در بعضي از اين احاديث، شايد به خاطر اشاره به دورترين زمان باشد; يا عدم وجود دجّالها در زمانهاي پيش از نوح به سبب اين باشد که نخستين آئين و شريعت را نوح آورد، و يا به خاطر عدم نفوذ حيله ها و تزويرها در جوامع انساني پيشين بوده است.
به هر حال، توصيف دجّال به مرد «يک چشمي» تفسيري دارد که بزودي به آن مي پردازيم.
جالب توجّه اين که در پاره اي از احاديث آمده است که پيش از ظهور مهدي
(عليه السلام) 30 دجال ظهور خواهد کرد! [3] .
حتّي در اناجيل نيز اشاره به ظهور دجّال شده است.
در رساله دوّم يوحنا
(باب 1، جمله 6 و 7) مي خوانيم:
«شنيده ايد که دجّال مي آيد الحال هم دجّالان بسيار ظاهر شده اند.»
و اين عبارت نيز تعدّد دجّالها را تاکيد مي کند.
در حديث ديگري مي خوانيم:
«پيامبر
(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: رستاخيز بر پا نمي شود مگر آن که شصت نفر دروغگو ظهور خواهند کرد که همه ادّعاي نبوّت مي کنند!» [4]

گرچه در اين روايت عنوان دجّال به ميان نيامده، ولي اجمالاً از آن بر مي آيد که مدّعيان دروغين و فريبکار در آخر زمان محدود به يک يا چند نفر نخواهد بود.

به هر حال، آنچه را نمي توان در آن ترديد کرد اين است که هنگام فراهم شدن زمينه هاي انقلاب، در هر جامعه اي که باشد، افراد فريبکاري که در واقع پاسدار نظامهاي فاسد و فرسوده اند براي نگاهداري وضع موجود، و بهره برداري از زمينه هاي فکري و اجتماعي مردم به نفع اهداف نادرست خود، دست به تزوير و حيله گري مي زنند، و حتّي شعارهاي انقلابي مي دهند، و اين يکي از بزرگترين موانع راه اصلاح و انقلاب راستين است.
اينها دجّالاني هستند که همه پيامبران، امّت خويش را از آنها بر حذر داشتند و نسبت به نقشه هاي فريبنده آنها هشدار دادند.
منتها پيش از ظهور مهدي و آن انقلاب عظيم و وسيع و راستين، هر قدر زمينه هاي فکري و رواني و اجتماعي در سطح جهاني آماده تر مي گردد، فعّاليّت اين دجّالان که يکي از بعد از ديگري ظهور مي کنند افزايش مي يابد; تا در پيشرفت زمينه هاي انقلابي وقفه ايجاد نمايند و به هزار حيله و فن براي منحرف ساختن افکار دست زنند.
البتّه هيچ مانعي ندارد که يک دجّال بزرگ در رأس همه آنها باشد. و امّا نشانه هايي که در بعضي از روايات براي او ذکر شده بي شباهت به تعبيرات سمبوليک و اشاره و کنايه نيست; مثلا، از روايتي که مرحوم علاّمه مجلسي در بحار الانوار از اميرمؤمنان علي(عليه السلام) نقل کرده چنين استفاده مي شود که او داراي صفات زير است:
 
1
ـ او يک چشم بيشتر ندارد که در ميان پيشاني اش همچون ستاره صبح مي درخشد! امّا همين چشم خون آلود است، گويي با خون ترکيب شده!
2ـ او الاغ (مرکب) سفيد تندروي دارد که هر گام او يک ميل است و بسرعت زمين را طي مي کند!
3ـ او دعوي خدائي مي کند و هنگامي که دوستان خود را به گرد خويش مي خواند صداي او را تمام جهانيان مي شنوند!
4ـ او در درياها فرو مي رود و خورشيد با او حرکت مي کند، در پيش روي او کوهي از دود و پشت سرش کوه سفيدي قرار دارد که مردم آن را موادّ غذايي مي بينند.
5ـ به هنگام ظهور او مردم گرفتار قحطي و کمبود موادّ غذايي هستند... [5] .
 
شک نيست که ما مجاز نيستيم به هر مفهومي از مفاهيم مذهبي که در قرآن يا منابع حديث وارد شده شکل سمبولک بدهيم، چه اينکه اين کار همان تفسير به رأي است که در اسلام بشدّت ممنوع شده و عقل و منطق هم آن را مردود مي شمرد، ولي با اين حال جمود بر مفهوم نخستين الفاظ در آنجا که قرائن عقلي يا نقلي در کار است آن هم صحيح نيست و موجب دور افتادن از مقصود و مفهوم اصلي سخن است.
و اتّفاقاً درباره حوادث آخر زمان نيز اين گونه مفاهيم کنائي بي سابقه نيست; از جمله مي خوانيم که «خورشيد از مغرب طلوع مي کند.»
[6] .

 

--حتماً مي پرسيد چگونه مي توان آن را تفسير کرد؟
در پاسخ اين سؤال مي گويم بعيد نيست دجّال با آن صفاتي که گفته شد اشاره به فريبکاران و رهبران مادّي ستمگر در دنياي ماشيني باشد; زيرا:

اولا، آنها يک چشم دارند و آن چشم اقتصاد و زندگي مادّي است; آنها فقط به يک (بعد) مي نگرند و آن بعد منافع مادّي ملّت خويش است; و به هزار گونه نيرنگ و تزوير و سياستهاي استعماري براي رسيدن به اين هدف متوسّل مي شوند; آنها دجّالاني هستند فريبکار که چشم معنوي و انساني را از دست داده اند.
امّا همين يک چشم مادّي آنها بسيار خيره کننده و پرفروغ است در صنايع به پيروزيهاي درخشاني نائل شده اند، و از اقطار زمين نيز گذشته اند.

ثانياً، مرکبهايي در اختيار دارند که بسيار تند و سريع السّير است و کره زمين را در مدّت کوتاهي دور مي زند با سرعتهايي حتّي مافوق سرعت صوت!

ثالثاً، آنها عملا مدّعي الوهيّتند و مقدّرات مردم جهان را به دست خويش مي دانند و با تمام ضعف و ناتواني که دارند، پياده شدن در کره ماه را دليل تسخير فضا! و مهار کردن پاره اي از نيروهاي طبيعت را نشانه تسخير طبيعت، در حالي که يک زمين لرزه مختصر، يک طوفان کم قدرت، يک سلّول سرطاني، همه کاسه و کوزه هاي آنها را در هم مي شکند; در عين ضعف همچون فرعون دعوي خدايي دارند.

رابعاً، با زير دريائيهاي مجهّز به زير درياها مي روند، وسائل سريع السّيرشان با مسير شمس حرکت مي کند (بلکه گاهي از مسير آن نيز جلو مي افتد). در پيش روي کارخانه هاي عظيمش، کوهي از دود، و به دنبال سرش کوهي از فرآورده هاي صنعتي و موادّ غذايي (که مردم آن را موادّ غذايي سالم فکر مي کنند در حالي که ارزش غذايي چنداني ندارند و غالباً خوراکهاي ناسالمي هستند) مشاهده مي شود.

خامساً، مردم به عللي ـ از قبيل خشکسالي و يا استثمار و استعمار و تبعيضات مختلف و سرمايه گذاريهاي کمرشکن در مورد تسليحات و هزينه طاقتفرساي جنگها، و ويرانيهاي حاصل از آن که همگي معلول زندگي يک بعدي مادّي است ـ گرفتار کمبود مواد غذايي مي شوند و مخصوصاً گروهي از گرسنگي مي ميرند و از ميان مي روند، و دجّال که عامل اصلي اين نابسامانيهاست از اين وضع بهره برداري کرده به عنوان کمک به گرسنگان و محرومان جامعه براي تحکيم پايه هاي استعمار خود کوشش و تلاش مي کند.
در پاره اي از روايات نيز نقل شده که هر موئي از مرکب عجيب دجّال سازِ مخصوص و نواي تازه اي سر مي دهد که انطباق آن بر اينهمه وسايل سرگرم کننده ناسالم دنياي ماشيني يک بعدي که در تمام خانه ها و لانه و شهر و بيابان و ساحل دريايش نفوذ کرده کاملا قابل تصوّر است.

 

به هر صورت، مهم آن است که عناصر انقلابي يعني سربازان راستين مصلح بزرگ مهدي موعود(عج) همچون بسياري از مردم ساده لوح و ظاهر بين، فريب دجّال صفتان را نخورند و براي پياده کردن طرح انقلابي خود بر اساس ايمان و حق و عدالت از هيچ فرصتي غفلت نکنند.

البتّه آنچه در بالا گفتيم يک تفسير احتمالي براي دجّال بود که قرائن مختلفي آن را تأييد مي کند. ولي قبول يا عدم قبول اين تفسير به اصل موضوع صدمه نمي زند که مسأله دجّال، با اين صفات جنبه کنايه دارد نه اين که انساني باشد با چنان مرکب و چنان صفات و مزايا!

پاورقي
[1] دجّال از ماده دجل (بر وزن درد) به معني دروغگويي و حقّه بازي است.
[2] صحيح ترمذي، باب ما جاء في الدّجال، ص 42.
[3] سنن ابي داوود.
[4] بحارالانوار، ج 52، ص 209.
[5] اقتباس از حديث صعصعة بن صوحان (بحار الانوار، ج 52، ص 192.).
[6] بحارالانوار، ج 52، ص 194.
[7] بحارالانوار، ج 52، ص 195.

برگرفته از کتاب " حکومت جهانی مهدی"....ناصر مکارم شیرازی



[ موضوع ] : علایم ظهور
ن : شکسته دل
ت : سه شنبه 18 بهمن1390
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.